من واقعاً از تماشای این فیلم لذت بردم. چیزی که در ابتدا داستانی ساده به نظر میرسد، کمکم آنقدر جذاب و پرکشش پیش رفت که تا آخرین لحظه هم نمیتوانید حدس بزنید قرار است چه اتفاقی بیفتد. فیلم بدون اینکه از همان ابتدا همهچیز را آشکار کند، کنجکاویتان را زنده نگه میدارد و با غافلگیریهایش شما را همراه خودش میکشاند.
به نظرم فیلمنامه یکی از نقاط قوت اصلی فیلم است. داستان بهخوبی پیش میرود و جزئیاتش طوری کنار هم قرار میگیرند که هم به جذابیت روایت کمک میکنند و هم باعث میشوند بعد از پایان فیلم به موضوعها و اتفاقاتش فکر کنید. بازیها هم برای من بسیار دلنشین بودند؛ روان، باورپذیر و بهاندازه. بازیگران شخصیتها را طبیعی نشان میدهند و کمک میکنند ارتباط عاطفی خوبی با آنها برقرار کنیم.
اما چیزی که فیلم را برای من بهیادماندنیتر کرد، پیام انسانی و مهم آن بود. فیلم بهخوبی به تنهایی آدمها میپردازد؛ تنهاییای که ممکن است اطرافیان بهسادگی متوجهش نشوند یا آن را جدی نگیرند. فیلم همینطور یادآوری میکند که باید بیشتر حواسمان به سالمندان و شرایط زندگیشان باشد. گاهی ممکن است همهچیز از بیرون عادی، آرام و حتی خوب به نظر برسد، اما این ظاهر لزوماً نشان نمیدهد که آنها واقعاً چه احساسی دارند یا با چه مسائلی روبهرو هستند.
به نظر من، توجه و همدلی با سالمندان نباید فقط به احوالپرسیهای گذرا محدود شود؛ باید واقعاً به حرفها و نیازهایشان گوش بدهیم و نشانههایی را که شاید در نگاه اول ساده به نظر میرسند، جدی بگیریم. فیلم این موضوع را بدون اینکه پیامش را شعاری کند، در دل داستانش جا میدهد.
در مجموع، من شخصاً فیلم را بسیار دوست داشتم. هم داستان پرکشش و غافلگیرکنندهای داشت، هم فیلمنامه و بازیهای خوبی، و هم حرف مهمی برای گفتن.
برای من، این فیلم از آن فیلمهایه که بعد از تمام شدنش هم در ذهن میماند و آدم را به فکر کردن درباره تنهایی، توجه و مسئولیتی که در برابر اطرافیانمان داریم وامیدارد.
امتیازم ۷ از ۱۰